پیشاپیش ولادت باسعادت قائم آل محمد(ص)حضرت مهدی موعود(عج)برهمگان مبارک باد

پیشاپیش ولادت با سعادت قائم آل محمد(ص)حضرت مهدی موعود(عج)برهمگان مبارک باد





بخوان دعای فرج را، دعا اثر دارد
دعا کبوتر عشق است و بال و پر دارد

بخوان دعای فرج را و عافیت بطلب
که روزگار بسی فتنه زیر سر دارد

بخوان دعای فرج را و ناامید مباش   
بهشت پاک اجابت هزار در دارد

بخوان دعای فرج را که صبح نزدیک است
خدای را، شب یلدای غم سحر دارد

بخوان دعای فرج را به شوق روز وصال   
مسافر دل ما، نیت سفر دارد

بخوان دعای فرج را که یوسف زهرا
ز پشت پرده غیبت به ما نظر دارد

بخوان دعای فرج را که دست مهر خدا
حجاب غیبت از آن روی ماه بر دارد












بر چهره پر ز نور مهدی صلوات

بر جان و دل صبور مهدی صلوات

تا ا مر فرج شو د مهیا  بفر ست

بهر فرج و ظهور مهدی صلوات





سالی گذرد بی‌تو مرا  روز ؛  بیا

جان سوخت،توای شعلة جان‌سوز!بیا

لبریز شد ه کا سة صبرم ،  جانا

ای از همه غایب ای دل افروز، بیا





ازفکرگناه پاک بودن عشق است
ازهجرتوسینه چاک بودن عشق است
آن لحظه که راه می روی آقاجان
زیرقدم تو خاک بودن عشق است




هر راه بجز راه تو کج خواهد شد
بی لطف تو آسمان فلج خواهد شد
ما منتظران ا گر بخوا هیم همه
امسال همان سال فرج خواهدشد










آدم های ساده....

آدم های ساده....


آدمهاي ساده را دوست دارم.

همان ها که بدی هيچ کس را باور ندارند؛

همان ها که برای همه لبخند دارند؛

آدم های ساده را دوست دارم؛

بوی ناب آدمیّت مي دهند

http://hani-72.blogfa.com


میلاد باسعادت سه نور ولایت: امام حسین(ع)،امام سجاد(ع)وابوالفضل العباس قمربنی هاشم مبارک باد

 

ولادت سه نور ولایت بر شما مبارک

ماه میلاد سه پرچم دار عشق

دلبر و دلداده و دلدار عشق

ماه میلاد سه ماه عالمین

سید سجاد و عباس و حسین(ع)





یا الهی گشته امشب محفل عشق و دعا

ما بگوییم آرزوها را به درگاه شما

آرزوی این حقیر امشب فقط یک واژه است

کربلا و کربلا و کربلا و کربلا

تولد امام حسين:

تولدامام حسین - پس از گذشت مدتى از ولادت حضرت مجتبى عليه‏السلام علائم و نشانه‏ ها، نشانگر اين بود كه دومين فرزند گرانمايه‏ ى «فاطمه» در راه است و آنگاه پس از شش ماه همانگونه كه پيامبر پيش از آن مژده‏ى آمدنش را داده بود، ديده به جهان گشود.

در مورد ولادت امام حسين عليه‏السلام از امام صادق آورده‏اند كه: روزى همسايگان بانوى باايمان «ام‏ايمن» نزد پيامبر آمدند و گفتند: اى پيامبر خدا! شب گذشته «ام‏ايمن» تا سپيده‏دم بيدار بود و می ‏گريست و همه‏ى ما را نيز ناراحت ساخته است.

پيامبر كسى را به خانه‏ ى او گسيل داشت و او به محضر پيامبر شرفياب شد. آن حضرت به او فرمود: «ام‏ايمن»! خداى چشمانت را نگرياند! همسايگانت به من گزارش كرده‏اند كه تو سراسر شب گذشته را ناراحت و گريان بوده‏اى، چرا؟

پاسخ داد: اى پيامبر خدا! خوابى سخت و سهمگين ديدم و بخاطر آن تا سپيده‏ دم گريه كردم. پيامبر فرمود: خوابت را برايم بازنمی ‏گويى؟ بگو كه خدا و پيامبرش به پيام آن داناترند. «ام‏ايمن» گفت: اى پيامبر خدا! بيان آن برايم گران است

 





جلوه هایى از دریاى فضیلت قمر بنى هاشم علیه السلام

 

1- ایمان به خدا

2- عصمت حضرت عباس (ع)

3- سیمای زیبای قمربنی هاشم

4- فصاحت وزیبا سخن گفتن حضرت عباس (ع)

5- علم و معرفت حضرت ابوالفضل عباس علیه السلام

6- خویشتندارى  علمدار عشق

7- ادب حضرت ابوالفضل العباس علیه السلام

8- کرم وبخشش حضرت ابالفضل

9- مهربانى

10- ایثار ابالفضل (ع)

11- ولایت پذیرى

12- جهاد حضرت ابالفضل عباس

13- قوّت اراده:

14- وفادارى عباس

15- فداکارى عباس

16- صبرماه بنی هاشم

17- .شفاعت

18- شجاعت علمدارکربلا








امام سجاد(ع)

نَظَرُ المُؤمِنِ في وَجهِ أخيهِ المُؤمِنِ لِلمَوَدَّهِ وَ المَحَبَّهِ لَهُ عِبادهُ

نگاه مومن به چهره برادر مومن خود از روي دوستي و محبت به او، عبادت ا ست.

                                            

                           تحف العقول، ص 282






زندگی ساده!!!!

زندگی ساده!!!!

وبلاگ نویسان وهمکاران محترم،برداشت شما ازتصویر چیست؟لطفا"مارا


همراهی بفرماییدونظرات حکیمانه خودرا ارسال نمایید


مبعث رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم بر تمام مسلمانان جهان تهنیت باد.


تصویر صفحه اصلی


تصویر صفحه اصلی

مبعث رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم بر تمام مسلمانان جهان تهنیت باد.

پیامبراکرم(ص)در غار حراء نشسته بود. چشمان را به افقهاى دور دوخته بود و با خود مى اندیشید. صحرا، تن آفتاب سوخته خود را، انگار در خنكاى بیرنگ غروب ، مى شست.  

حضرت محمد صلی الله علیه و آله نمى دانست چرا به فكر كودكى خویش افتاده است . پدر را هرگز ندیده بود، اما از مادر چیزهایى به یاد داشت كه از شش سالگى فراتر نمى رفت . بیشتر حلیمه ، دایه خود را به یاد مى آورد و نیز جد خود عبدالمطلب را. اما، مهربان ترین دایه خویش ، صحرا را، پیش از هر كس در خاطر داشت : روزهاى تنهایى ؛ روزهاى چوپانى ، با دستهایى كه هنوز بوى كودكى مى داد؛ روزهایى كه اندیشه هاى طولانى در آفرینش آسمان و صحراى گسترده و كوههاى برافراشته و شنهاى روان و خارهاى مغیلان و اندیشیدن در آفریننده آنها یگانه دستاورد تنهایى او بود.

آن روزها گاه دل كوچكش بهانه مادر مى گرفت . از مادر، شبحى به یاد مى آورد كه سخت محتشم بود و بسیار زیبا، در لباسى كه وقار او را همان قدر آشكار مى كرد كه تن او را مى پوشید. تا به خاطر مى آورد، چهره مادر را در هاله اى از غم مى دید. بعدها دانست كه مادر، شوى خود را زود از دست داده بود، به همان زودى كه او خود مادر را.

روزهاى حمایت جد پدرى نیز زیاد نپایید. از شیرین ترین دوران كودكى آنچه به یاد او مى آمد آن نخستین سفر او با عموى بزرگوارش ابوطالب به شام بود و آن ملاقات دیدنى و در یاد ماندنى با قدیس نجران . به خاطر مى آورد كه احترامى كه آن پیر مرد بدو مى گزارد كمتر از آن نبود كه مادر با جد پدرى به او مى گذاردند.

حضرت محمد صلی الله علیه و آله همچنان كه بر دهانه غار حراء نشسته بود به افق مى نگریست و خاطرات كودكى و نوجوانى و جوانى خویش را مرور مى كرد. به خاطر مى آورد كه همیشه از وضع اجتماعى مكه و بت پرستى مردم و مفاسد اخلاقى و فقر و فاقه مستمندان و محرومان كه با خرد و ایمان او سازگار نمى آمد رنج مى برده است . او همواره از خود پرسیده بود: آیا راهى نیست ؟ با تجربه هایى كه از سفر شام داشت دریافته بود كه به هر كجا رود آسمان همین رنگ است و باید راهى براى نجات جهان بجوید. با خود مى گفت : تنها خداست كه راهنماست.

حضرت محمد صلی الله علیه و آله به مرز چهل سالگى رسیده بود. تبلور آن رنجمایه ها در جان او باعث شده بود كه اوقات بسیارى را در بیرون مكه به تفكر و دعا بگذراند، تا شاید خداوند بشریت را از گرداب ابتلا برهاند. او هر ساله سه ماه رجب و شعبان و رمضان را در غار حراء به عبادت مى گذرانید.

شب بیست و هفتم رجب بود. حضرت محمد صلی الله علیه و آله غرق در اندیشه بود كه ناگاه صدایى گیرا و گرم در غار پیچید:
بخوان!  
حضرت محمد صلی الله علیه و آله، در هراسى وهم آلود به اطراف نگریست.  
صدا دوباره گفت:  
بخوان!
این بار حضرت محمد صلی الله علیه و آله با بیم و تردید گفت:

من خواندن نمى دانم.  

صدا پاسخ داد:

بخوان به نام پروردگارت كه بیافرید، آدمى را از لخته خونى آفرید. بخوان و پروردگار تو ارجمندترین است ، همو كه با قلم آموخت ، و به آدمى آنچه را كه نمى دانست بیاموخت...

و او هر چه را كه فرشته وحى فرو خوانده بود باز خواند.

هنگامى كه از غار پایین مى آمد، زیر بار عظیم نبوت و خاتمیت ، به جذبه الوهى عشق برخود مى لرزید. از این رو وقتى به خانه رسید به حضرت خدیجه سلام الله علیها كه از دیر آمدن او سخت دلواپس شده بود گفت:

مرا بپوشان ، احساس خستگى و سرما مى كنم!

و چون حضرت خدیجه سلام الله علیها علت را جویا شد، گفت:

آنچه امشب بر من گذشت بیش از طاقت من بود، امشب من به پیامبرى خدا برگزیده شدم!

حضرت خدیجه سلام الله علیها كه از شادمانى سر از پا نمى شناخت ، در حالى كه روپوشى پشمى و بلند بر قامت او مى پوشانید گفت:

من از مدتها پیش در انتظار چنین روزى بودم ، مى دانستم كه تو با دیگران بسیار فرق دارى ، اینك در پیشگاه خدا شهادت مى دهم كه تو آخرین رسول خدایى و به تو ایمان مى آورم  

پیامبر دست همسرش را كه براى بیعت با او پیش آورده بود به مهربانى فشرد و گلخند زیبایى كه بر چهره همسر زد، امضاى ابدیت و شگون ایمان او شد و این نخستین ایمان بود

پس از آن ، حضرت علی علیه السلام كه در خانه حضرت محمد صلی الله علیه و آله بود با پیامبر بیعت كرد. او با آنكه هنوز به بلوغ نرسیده بود دست پیش آورد و همچون حضرت خدیجه سلام الله علیها ، با پسر عموى خود كه اینك پیامبر خدا شده بود به پیامبرى بیعت كرد

salavat

اهدا می کنیم به ارواح ملکوتی رسول اکرم صلی الله علیه و آله ، ائمه اطهار علیهم السلام ، همه شهدا از صدر اسلام تا کنون ، امام شهدا و جهت تعجیل در فرج آقا امام زمان عجل الله تعالی فرجه شریف

ادامه نوشته

مشاعره‌ای زیبا بین امام خمینی(ره) و رهبر معظم انقلاب

مشاعره‌ای زیبا بین امام خمینی(ره) و رهبر معظم انقلاب

امام:
من به خال لبت اى دوست گرفتار شدم
چشم بيمار تو را ديدم و بيمار شدم

رهبري:
تو که خود خال لبي از چه گرفتار شدي؟
تو طبيب همه اي، از چه تو بيمار شدي؟

امام:
فارغ از خود شدم و کوس اناالحق بردم
همچو منصور خريدار سرِ دار شدم

رهبري:
تو که فارغ شده بودي زِ همه کون و مکان
دار منصور بريدي همه تن دار شدي

امام:
غم دلدار فکنده است به جانم شررى
که به جان آمدم و شهره بازار شدم

رهبري:
عشق معشوق و غم دوست بزد بر تو شرر
اي که در قول و عمل شهره بازار شدي

امام:
درِ ميخانه گشاييد به رويم، شب و روز
که من از مسجد و از مدرسه، بيزار شدم

رهبری:
مسجد و مدرسه را روح و روان بخشيدي
وه که بر مسجديان نقطه پرگار شدي


امام:
جامه زهد و ريا کَندم و بر تن کردم
خرقه پير خراباتى و هشيار شدم

رهبري:
خرقه پير خراباتي ما سيره توست
امت از گفته دُر بار تو هشيار شدي

امام:
واعظ شهر که از پند خود آزارم داد
از دم رند مى‏آلوده مددکار شدم

رهبري:
واعظ شهر همه عمر بزد لاف مني
دم عيسي مسيح از تو پديدار شدي

امام:
بگذاريد که از بتکده يادى بکنم
من که با دستِ بت ميکده، بيدار شدم

رهبري:
يادي از ما بنما اي شده آسوده ز غم
ببريدي ز همه خلق و به حق يار شدي

http://h2p6.blogfa.com

دیوان پیرجماران امام خمینی(ره)


غزل
رباعی
قصیده
مسمّط
ترجیع بند
قطعات و اشعار پراکنده

تسلیت به مناسبت سالروز رحلت معمارکبیرانقلاب امام خمینی(ره) وشهادت امام موسی کاظم(ع) و شهدای 15خردا 4


تسلیت به مناسبت سالروز رحلت معمارکبیرانقلاب امام خمینی(ره)وشهادت امام موسی کاظم(ع)وشهدای 15خرداد42

رحلت امام خمینی (ره) تسلیت باد



شهادت امام موسی کاظم علیه السلام شهادت امام موسی کاظم علیه السلام































 14خرداد سالروزرحلت معمارکبیرانقلاب امام خمینی (ره)است.درچنین روزی درسال 1368 امام خمینی رحلت نمودندواین حقیر(مدیروبلاگ) اون موقع خدمت مقدس سربازی را بعنوان مشمول وظیفه دربسیج می گذراندم ویادم هست که چندین شبانه روزبود که اعلام شده بودمردم عزیزجهت بهبودی امام عزیزمان دعاکنید.

ولی درصبحگاه روز14خرداد1368ساعت 7صبح گوینده اخبارآقای محمدرضا حیاتی با صدایی بغض آلود نا گهان اعلام نمود:

(انالله وانا الیه راجعون)

 

روح ملکوتی معمارکبیرانقلاب امام خمینی به ملکوت اعلی پیوست

 

اون لحظه هیچ موقع ازاذ هان من وامثال من فراموش نخواهدشد وبه یادگارخواهدماندوهمه بسیجیان ومشمولین وظیفه( سربازان) وبرادران سپاهی هرکدام به گوشه ای رفتند ونشستندوگریه می کردندچون امام عزیزمان را ازدست داده بودیم وواقعا"هم گریه داشت،امام کم شخصیتی نبود.درزمان به خاک سپاری ایشان به خاطرازدحام جمعیت چندین باراین مراسم به تاخیرافتادچونکه ازسرتاسرایران اسلامی وبه ویژه دیگرکشورها دراین مراسم عظیم وباشکوه وغیرقابل وصف شرکت نمودند.

درچهلمین روز رحلت آن عزیز قسمت شد این حقیر به همراهی برادران بسیجی،مشمول وسپا هی عازم میعادگاه عاشقان مرقد امام(ره) شویم.

جهت شادی روح آن عزیزوتمامی شهداازصدراسلام تاکنون وتمامی همسنگران شهیدمان درجنگ 8ساله دفاع مقدس وکلیه اموات فاتحه ای را نثاروهدیه آنان می کنیم.

الهم صل علی محمد وآل محمد

دل نوشته ای به امام زمان(عج)


 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

دل نوشته ای به امام زمان(عج)


 مدتی است که این مطلب به ذهن این حقیررسیده،پس بر آن شدم این پست را قرار بدهم                     

  وخدارو شکر که قسمت شدوامیدوارم امام زمان(عج) ازهمه قبول بکند.انشاالله

           

     مولای من ،آقای من ،کی می آ یی


                                                                      شاید این جمعه بیایی شاید...

 

جمعه که میاد قلب هرمنتظر عاشقی تندتر می زنه و


درچشم هاشون می شه انتظارو دید


به این خاطر  است که جمعه روزیه که به عشق اون نازنین،آفتابش بادعای پرفیض

        

ندبه طلوع می کنه وبا دعای دل نشین سمات به غروب می نشینه.


              جمعه روزیه که پیروزی مومنان بردشمنان اسلام دراون رخ داده .


جمعه روزیه که قراره اون حضرت بیاد تا ما هم غم هجر وفراق را با او درمیان بگذاریم .


 گفته بودم چو بیایی غم دل با تو بگویم

 

                                                    چه بگویم که غم از دل برود چون تو بیایی


آقاجان!!!مهدی من !!! امام من!!!مولای من ...................................................................................

......................................................................................................................................-


درد دل با امام زمان(عج) :


   **** هرچه می خواهد دل تنگت بگو****

 

دوستان محترم درعرصه ی وبلاگ نویسی وهمکاران گرا می درنظام آموزشی لطفا"


  ادامه دل نوشته(درد دل)را به عنوان نظرات خود ارسال نمایید.    باتشکرمدیر وبلاگ

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

  



ان شاء الله اگر حسینی نشدیم، زینبی باشیم ...



سلام، وفات حضرت زینب سلام الله علیها رو تسلیت میگم. هر کدوم از ما اگه

 جای ایشون بودیم
،

 بعد اون همه سختی و در جواب پوزخند یزید و یزیدیان که کجاست خدایی

که ازش دم میزنید

 میگید کمکمون میکنه؟!،

 میگفتیم: " در کربلا جز زیبایی ندیدم؟! " ؟!؟
قطعا نـــــــه! پس درود بر قلب صبور حضرت زینب کبری (س)
http://www.henasa.blogfa.com

بدیهه سرایی اسدی توسی شاعر عهد غزنوی

آورده اند که روزی سلطان محمود غزنوی برای گردش به باغ بزرگی که خارج ازشهر داشت، رفت.درآن جا از ملازمان پرسید 

از شعراچه کسی همراه ماست ؟

: عده ای را نام بردند. همه ی آنان را احضارنموده و گفت 

  می خواهم از پله های عمارتی که در وسط باغ است، بالا روم و میل دارم شاعری برای من شعری بسراید؛ 

به نحوی که وقتی در پله اول پای می گذارم ،مصرع اولش را که هجو و زننده باشد و مستوجب قتل بخواند،تا خشمگین شوم و چون در پله ی بعدی پای نهادم، مصرع دیگری بگوید که مصرع اول را به مدح تبدیل کند 

.....هرکس بتواند پاداش بزرگی دارد، ولی اگر دراین کار عاجز بماند، گردنش را خواهم زد
کاری بس دشوار و خطرناک بود و هیچ یک از شاعران حاضر جرأت انجام این کار را نداشتند مگر شاعری جوان به نام اسدی طوسی که قدم پیش نهاد و اعلام آمادگی کرد

:سلطان محمود قدم بر پله نخست نهاد و شاعر فی البداهه چنین سرود

!خواهم اندر تو كنم ای مه پاكیزه خصال
نظر از منظر خوبی، شب و روز و مه و سال                                                      
!خفته باشی تو و من می زده باشم همه شب
بوسه ها بركف پای تو و لیكن به خیـــــال                                                      
!رفت تا آن ته پر،القصه كه نتوان بكشیـد
تیر مژگان كه زدی بر دل ریشم فی الحــال                                                       
!ای كه بر پشت تو افتادن و جنبان چه خوش است
كاكل مشک فشان از وزش باد شمـــال                                                       
!یاد داری كه تو را تا به سحر می كردم؟
صد دعا از دل محزون و پریشان احـــوال                                                       
!عاشقانت همه كردند، چرا ما نكنیم؟
برسر كوی، تماشای قد و قامت و خــال                                                       
!مادرت خوان كرَم بود،بداد ازپـس و پیـش
به یتیمان لبه نان و به فقیران زر و مــال                                                       
!بكشم از تو و با دامن خود پاک كنم
  موزه ازپای تو ای سرو خرامان اقبـــال                                                     
!می توانی دوسه ساعت به سرش بنشینی؟
یعنی بر مسند شاهی به دوصد عز و جلال                                                       
!طوسیِ خسته اگر درتو کند منع مكن 

                 وصف عاشق كشی و دلبری و حسن و جمال                                                
 
ابونصر علی ابن احمد اسدی طوسی بعدها به لقب ملک الشعرائی رسید و کتاب مشهورش گرشاسب نامه را که حاوی اشعاری حماسی همانند شاهنامه فردوسی می باشد سرود

 _*̡͌l̡*̡̡ ̴̡ı̴̴̡ ̡̡͡|̲̲̲͡͡͡ ̲▫̲͡ ̲̲̲͡͡π̲̲͡͡ ̲̲͡▫̲̲͡͡ ̲|̡̡̡ ̡ ̴̡ı̴̡̡ *̡͌l̡*̡̡_سلام عزیزان خیلی خوش آمدید تصاویرمتحرک شباهنگ www.shabahang20.blogfa.com _*̡͌l̡*̡̡ ̴̡ı̴̴̡ ̡̡͡|̲̲̲͡͡͡ ̲▫̲͡ ̲̲̲͡͡π̲̲͡͡ ̲̲͡▫̲̲͡͡ ̲|̡̡̡ ̡ ̴̡ı̴̡̡ *̡͌l̡*̡̡_

http://nameyadab.blogfa.com

تبریک میلاد باسعادت امام علی (ع) و روز پدر

tarahaan.ir