حقيقت و مرد دانا
در خرمن كا ئنا ت كرديم  نگاه       يك دانه محبت است و باقي همه كاه!

... از داستان پر و پيمان استاد بهرام بيضايي با عنوان «حقيقت و مرد دانا» ياد مي‌كنم. اين داستان چند سال پيش از پيروزي انقلاب اسلامي، با نقاشي‌هاي متفاوت شادروان مرتضي مميّز از سوي انتشارات كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان نشر شد. به گمان من اين داستان از شاه‌كارهاي ادبيات پارسي معاصر است و از ديدگاه درونمایه ی مطالب و آموزه‌هاي ضروري براي نسل نوين ايران، غني و پربار است. در پايانه‌ي اين داستان، بيضايي پرده از رازي بزرگ برمي‌دارد. نويسنده مي‌خواهد به مخاطبان خود حالي كند كه مي‌توان ابزاري را  براي رسيدن به هدف‌هايي كه با هم در تضادند، به كار گرفت. مي‌توان ني را، كه سازي است از سازهاي موسيقي، در نوشتن كتاب مورد استفاده قرار داد؛ همان گونه كه مي‌توان به مثابه‌ي حربه‌اي براي جنگيدن از آن استفاده به عمل آورد، همان‌طور كه مي‌توان با دميدن در آن، به ياري انگشتاني كه بر سوراخ‌هاي آن گذاشته مي‌شوند، نغمه‌هايي رنگارنگ پديد آورد. واپسين سطرهاي «حقيقت و مرد دانا» را با هم مي‌خوانيم:

«پيرمرد لحظه‌اي چشم هايش را برهم گذاشت. ولي صداي پسرك را مي‌شنيد: به من گفته‌اند كسي هست كه مي‌داند چگونه با قلم مي‌توان جنگيد و با نيزه مي‌توان نغمه ساخت و با ني مي‌توان نوشت. اي پير چه مي‌گويي در باب نيزه و قلم و ني؟

ـ هوم! من اين هر سه را يكي مي‌بينم. حقيقت اين هر سه، آن ني است كه كنار كلبه‌ي من، سبز شده. اين آيينه‌اي است چون همه‌ي آيينه‌ها.

ـ چطور ساقه‌ي ني را آيينه مي‌خواني، كه چيزي نشان نمي‌دهد؟

پيرمرد با حيرت گفت: نشان نمي‌دهد؟ نگاه كن تا ببيني. اين آيينه‌ي تن نيست. آيينه‌ي روح است. هان تو خشم كن و آن نيزه مي‌شود. شعر بپرداز و آن قلم مي‌شود. فرياد درد برآور و آن ني بند بند مي‌شود. خشم و شعر و فرياد. آيا يك ني، خودت را به خودت نشان نداد؟

براي زماني دراز كسي چيزي نگفت. پشت پنجره، ابري آرام مي‌گذشت. عاقبت پسرك سكوت را شكست: اي پير! اي پدر! آيا تو داناتريني؟

ـ نه، نه، كسي هست كه بسيار از من داناتر است. او پس از اين مي‌آيد.

ـ او را چگونه بشناسم؟

پدر لبخندي زد و به دور خيره شد:

ـ من نشسته‌ام و او راه مي‌رود. من به آخر رسيده‌ام و او آغاز مي‌كند. او هرگز يك‌ جاي نمي‌ماند. او اينك پسركي است در سنّ و سال تو. او درياي پرسش است و مي‌خواهد بداند.»

 _*̡͌l̡*̡̡ ̴̡ı̴̴̡ ̡̡͡|̲̲̲͡͡͡ ̲▫̲͡ ̲̲̲͡͡π̲̲͡͡ ̲̲͡▫̲̲͡͡ ̲|̡̡̡ ̡ ̴̡ı̴̡̡ *̡͌l̡*̡̡_سلام عزیزان خیلی خوش آمدید تصاویرمتحرک شباهنگ www.shabahang20.blogfa.com _*̡͌l̡*̡̡ ̴̡ı̴̴̡ ̡̡͡|̲̲̲͡͡͡ ̲▫̲͡ ̲̲̲͡͡π̲̲͡͡ ̲̲͡▫̲̲͡͡ ̲|̡̡̡ ̡ ̴̡ı̴̡̡ *̡͌l̡*̡̡_